وقتش که برسه
مهربانم
گذشته هام پر از سختی هایی بود که خودت میدونی به خاطر اینکه هر بار بعد از زمین خوردن بتونم دوباره روی پاهام بایستم چقدر رنج کشیدم
از همین جا به گذشته که نگاه می کنم
تازه می فهمم
هر جای سختی هام خدا کنارم بود
بهم می گفت صبور باش وقتش که برسه میشه
گاهی انقدر کم صبر می شدم
که قُر می زدم
خدایا پس کی ؟
حالا دستم توی دستای خداست
قدم ؛ قدم
پله به پله داره باهام میاد بالا
آرزو هام انگار فهمیدند چقدر بهشون نیاز دارم
خدایا ممنون که هستی
حالا دیگه برام مهم نیست
آدمهایی که نخواستند , نذاشتند یا هر چی
کجای زندگیم هستند
خلاصه خدایا از اینکه کنارم هستی
از اینکه آرامشت وجودمُ به آرامش می کشونه خیلی خوشحالم
بازم میگم
خدایا عاشقتم بی منت ؛ بی تردید
نویسنده فهیمه رجبی . اجرا مبینا مرادی . تنظیم مهدیه رستگار
کلیپ تصویری
