زندگی به سبک من
این زندگی به سبک من تقریبا جدیده
چند ماه پیش که به کرونا مبتلا شدم حالم خیلی بد شد یک ماه توان ایستادن هم نداشتم
یک ماه کلا خوابیده بودم
توان تکون خوردن هم نداشتم حرکت می کردم بدنم به شدت درد می گرفت
فقط خوابیده بودم و ذکر می خوندم از خدا می خواستم کمکم کنه طاقت بیارم
خلاصه روزای خیلیییی بدی بود
بعد از یک ماه یک نفر طی پیامی دعوت کرد تا به عنوان نویسنده ی مجموعهشون فعالیت کنم
حالم خیلی بد بود و در عین شگفت زده بودن هی قُر می زدم
خدایا این چه وقتشه ؛ خدایا این فرصت خوب چرا حالا ؟
خلاصه همینطور نگران بودم که
پیام بعدی ارسال شد
زودتر این متنا رو برامون بنویس بفرست
گفتم کرونا دارم
گفت
خوب داشته باش کاره ما رو عقب ننداز
گفتم
ولی حال بدم چی میشه ؟
گفت من نمیدونم تا فردا این چند تا متن باید برام ارسال بشه
با هر سختی بود بعد از یک ماه بلند شدم نشستم روی صندلی کنار رایانه
سرمُ گذاشتم روی میز گفتم خدایا خودت میدونی حالم خوب نیست
خدایا حالم اصلا خوب نیست چیکار کنم ؟
همونطوری که با خدا حرف می زدم
یه موضوع اومد توی ذهنم
رایانه رو روشن کردم شروع به تایپ کردم
حواسم پرت شد فکر می کردم و می نوشتم
وقتی نوشتن چند تا متن تموم شد
یه دفعه متوجه شدم خبری از بدن درد نیست
خبری از حال بدم نیست خبری از اون همه اندوه های درونم نبود
فهمیدم یکی از دارو های کرونا انگیزست
من با انگیزه ای که توی وجودم ایجاد شده بود تونستم بر کرونا غلبه کنم
حالا خدا رو شکر می کنم
که در کنار تیم قدرتمند رادیو توان به عنوان عضو کوچکی از این مجموعه ی بزرگ دارم فعالیت می کنم
رادیو توان همیشه مانا و بر قرار باشی انگیزه ی خوب زندگیم
