دفتر یلدا
دفتر یلدای دیگری بسته شد
با تموم خوشیا و بدیا دلمون هنوز غم داشت
بهتره بگم
شب یلدا در کنار همه ی خوشی هامون به یاد آدمایی بودیم که یلدا نداشتند
آدمایی که سفره ای نداشتند تا به خاطرش شاد باشند
به یاد اونایی بودیم که توی این سرما ی اول زمستون خونه هم نداشتند
چه برسه به یلدا
بچه هایی که با عکس میوه ها توی رویاشون یلدا گرفتند
پدرایی که به خاطر نداری تقویمُ از ذهن بچه هاشون حذف کردند
مادرایی که بچه هاشونُ شب یلدا زودتر از همیشه به خوابیدن دعوت کردند
تا نفهمند سه هزار ساله این سرزمین چطوری به استقبال زمستون میره
خلاصه کنار همه ی خوشی هامون دلمون غمی داشت که فقط برای برطرف شدنش دعا کردیم
دنیا ی آفت زده ی این روز ها به نظرم از غفلت انسانی نیست که اینطور شده
دنیا از دست آدمهایی بد عصبانیِ که انسانیت را فراموش کردند
در هر جای جهان اگر کودکی به خاطر نداشتن با خداش حرف بزنه
اگر کسی از وجود کودکی سوء استفاده کنه برای رسیدن به اهداف شومش
بعد از خدا دنیایی به خشم علیه انسانها بلند میشه
که بگه
اگر شما نمی خواین شبیه یک انسان زندگی کنید
لااقل بگذارید آنهایی که هنوز انسانیت را می شناسند به زندگی خود ادامه دهند
زمستون قشنگم سلام
لطفا خیلی سرد نشو
مبادا کودکی به خاطره نداشتن بلرزه
خیلی سرد نشو
نکنه پدری پول درمان کودک بیمارشو نداشته باشه
لطفا برفُ بارونتُ کم کن
نکنه سقف خونه ای به خاطر فرسودگی آوار بشه
زمستون قشنگم
به دنیا ی پر از تلاطممون
خوش اومدی
