عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

حرف های خودمانی 36 - آخرش چی میشه ؟


یه موضوعی که خیلی در موردش فکر کردم
تا در مورد نوشتنش براتون تصمیم بگیرم و بالاخره گرفتم اینِ
توی یکی از مناطق آتشگاه اصفهان
چند ماه پیش کابل های تلفن را دزدیدند
در این منطقه قشری از پایین ترین طبقه ی جامعه ساکنند
بعد از کلی رفت و آمد و اعتراض
مرکز مربوطه بهشون گفت
باید هزینه کابل های دزدیده شده را خودتون بپردازید
اینا هم قشر نیازمند و ضعیف جامعه هستند
گفتند
برو بابا خدا خیرت بده ما نون نداریم بخوریم
چند میلیون بهتون بدیم کابل بخرید ؟
و رفتند دنبال زندگیشون
بالاخره مرکز مربوطه گفت
به درک خودم کابل می کشم
خخخخخخ
حالا کابل کشی کرده
ولی تلفنها را وصل نکرده
خخخخخ
بازم گفته خودتون برید
یه مهندس پیدا کنید تا بیاد تلفنهاتون را وصل کنه
بازم اینا گفتن
برو بابا ما نون نداریم بخوریم
از کجا چند میلیون بیاریم بدیم به مهندس ؟ تلفن نخواستیم
حالا هزینه های آبان مان که هر ماه پرداخت می کنند هیچ
بیچاره ها هر ماه هزینه های هنگفتی برای خدمات اینترنتی که استفاده نمی کنند
را هم باید پرداخت کنند
واقعا این پولها خوردن نداره هاااااا
یه قشر ضعیف جامعه
به خاطر دزدی چند تا بییییییییییی ...
از ارتباطات به حق خودشون محروم شدند که بازم هیچ
هزینه ای را که میتونه خرج زندگیش بکنه را داره میریزه توی چاه
فقط به خاطر اینکه خط تلفنشون را ازشون نگیرند
یا اینترنتشون را قطع نکنند
واقعا این پول حلالِ یا حروم ؟
کاش یه مسئول میومد می گفت
چندین ماه هزینه یک طرفه
کجا میره ؟
برای چه خدماتی استفاده میشه ؟
آخه محله ای که تلفن نداره
قطعا اینترنتم نداره
کاش هزینه این مدت را بهشون برگردونند
تا آه و ناله ی این قشر دامن گیرشون نشده
خداییش
هر چی بد و بیراه بود نثارشون می کردند
ولی هیچکس پاسخگو نبوده و نیست
یه سری بزنید
به قلب جامعه
شاید البته شاید
بتونید یکی از میلیونها مشکل قشر ضعیف جامعه را حل کنید
کمی تامل

+ نوشته شده در  دهم تیر ۱۴۰۵ساعت ۱ ق.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |