تنهای عشق
روزی به تمام جهان سفر خواهم کرد
از همان جا هایی که روزی رویا هایم را ساختم عکس خواهم گرفت
اما با هیچکس
آری با هیچکس در احساس پاکم شریک نخواهم شد
از لحظه های خوشم
از لحظه های بی تکرارم
با آدم هایی که در روزگارم رهگذرند
عکس خواهم گرفت
در عکس هایم لبخند خواهم زد
نه از روی شادی
نه از روی دلخوشی
بلکه می خواهم به آدمهای جهان بگویم
اگر بزرگترین غم های زندگی هم روی شانه هایم سنگینی کنند
اگر صبوری و تحملم رو به پایان باشد
اگر به قدری از دست دنیا و آدمهایش دلخور باشم
که دلم بخواهد دست به دامان باران های سهمگین جهان شوم
غمم برای خودم تنهاست
فقط خودم
هیچکس شریک غم های من نبوده و نیست
اگر تنهایی هنوز ایستاده ام
اگر تنهایی با غمهای روزگارم مبارزه کرده ام
اگر تنهایی عاشق شدم
تنهایی برای ماندگاری عشقم در میدان جنگیده ام
اگر هیچکس جرات تکیه گاه شدنم را نداشت
اگر آدمهای مدعی عشق دروغ بودند
اگر در هیچ نگاهی از هیچ زبانی کلامی از روی پاکی و نجابت در عشق نشنیدم
باز هم برای جریان داشتم زندگی در وجودم تلاش خواهم کرد تا ابد