عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

حرف های خودمانی 39 - آدم چند ؟


این روز ها از بی شرمی خیلی از آدمها خستم
درد داره مجازات بشی برای بی گناهی
درد داره بخوای خودتُ برای کسی اثبات کنی که دروغ های دیگری را باور کرده
چقدر باور هایم این روز ها به اشتباه کشیده شدند
آدمی که نمیدونست
دوستم برای چی به دروغ تهمت های ناروا به من نسبت داده
از این همه صداقت من گونه هایش خیس باران شد
و جالبتر اینکه
به من ثابت کرد
نباید به هیچکس اعتماد کنم
گفت
متعجبم از اینکه
چرا فکر کردم اون آدم درستیِ ؟
وقتی براش با دلیل و مدرک توضیح دادم
که اون علاوه بر معلولیت شدید دچار بیماری روحی شدیدیِ
در بهت عمیقی فرو رفت
دلم می خواست به فروشنده بگم
تو که به لقمه حروم عادت داری لااقل کسی رو بفروش که به نفعت باشه
تاوان سنگینی پس میدی
گفت حالا که فهمیدی کیی این کارُ کرده
می خوای باهاش چیکار کنی ؟
گفتم
به همون ائمه ای واگذارش می کنم که ذکر هر لحظشه
خودشون میدونن باهاش چیکار کنند
وقتی کسی نسبت هایی به دیگری میده
شما را به خدا
تحقیق کنید
اصلا ببینید این حرفها حقیقت داره یا نه ؟
ندانسته هیچکس را مجازات نکنید
در مرحله ابتدایی
یک تست سلامت روان از خبرچین بگیرید بعد اقدام کنید
خیلی از این آدما به خاطر کینه های شخصی و نشدن های زندگیشون
برای خالی کردن عقده ها و حسرت های درونیشون به دیگری تهمت می زنند
خدا رو شکر قانون این سرزمین به جایی رسیده
که بدون اثبات تصمیمی نمی گیرند
آهای تو فکر اینجاشو نکرده بودی
کسی که فکر می کردی چه ها می کنه
تازه اومد خودتُ به من معرفی کرد
خخخخخخ
تیر بد تینتیت به خودت برگشت
خخخخخ
دلبر جانم
هر جای این جهان پر از تلاطم را گشتم
هنوز هنوز تو واقعی ترین آدم قلب منی 💕

+ نوشته شده در  سی ام تیر ۱۴۰۵ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |