عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

دنیای بی نگاهان

حالا پیروز شدی که عالی
نشدی هم حداقل در برابر وجدان و انسانیت خودت شرمنده نیستی
یه اتفاق خوبی که این روز ها خیلی خیلی در فضای مجازی مورد توجهم قرار گرفته
اینِ که
افراد نابینا به جای کلمه نابینا نام جدید بی نگاه را پذیرفتند
و از من در پایان به خاطرِ این انتخاب زیبا تشکر کردند
من به عنوان بنیانگذار نامِ بی نگاهی
می خواهم دلیل انتخاب این نام را برای شما مخاطبین گرانقدرم توضیح بدهم
بی نگاهی کلمه ی عمیقیست
که دنیای نابینایان را متحول کرده
چرا که در سرزمین من

به هر فردی که از نظر درک بینایی مشکلاتی را متحمل شده
می گویند نابینا
یعنی کسی که بینایی نداره
ولی اینگونه نیست
این تصور اشتباه که در نظر عام به فقر فرهنگی منجر شده
فاجعه ی کمی نیست
افرادی که دارای ضعف یا عدم بینایی ظاهری هستند
قطعا نابینا نیستند
اکثریت این قشر درک بینایی دارند ولی به خاطر اینکه توان
نگاه کردن در چشم دیگری را ندارند نابینا تلقی می شوند
بی نگاه
یعنی کسی که توان اتصال نگاه به نگاه نداره
شاید درک این مورد برای خیلی ها انقدر سخت باشه
که رفتار هایی رو انجام بدهند که فکر می کنند
فرد مقابلشون به دلیل نابینایی تشخیص نمیده
اگر بی نگاهان را در جامعه بشناسید
در ارتباطات و معاشرت های اجتماعی

دنیای بهتری برایشان خواهید ساخت
دوست بی نگاهی برایم اتفاقی را تعریف می کرد
من توی اتاقم نشسته بودم
فردی از آشنایان اومد توی اتاق من برای احوالپرسی و دیدار
فکر می کرد من نمیتونم تصویری تشخیص بدم
با من حرف می زد
ولی در حال بررسی وسایل اتاق و جستجو بود
دهانش به سمت من بود
ولی دستهایش زیر تخت و درون کمد
اجازه دادم تا هر چه می خواهد از تصورش سوء استفاده کند
وقتی می خواست از اتاق بیرون بره گفتم
اگه چیزی نیاز داشتی به من می گفتی
تا این همه دنبالش نگردی
با عصبانیت من را به تخیل سازی متهم کرد
نمیتونستم حرفهایم را با بینایی داشتن به او اثبات کنم
پس گوشیم را به سمتش گرفتم
و فیلم مربوطه را برایش پخش کردم
با گریه و التماس از من خواست تا این موضوع را مخفی نگه دارم
دوست بی نگاهم بعد از تشکر به من گفت
وقتی کتاب شما را خواندم فهمیدم
بی نگاهی بهترین نامی بود که به جای نابینا انتخاب کردید
چون توضیحش برای دیگران بسیار سخت بود
و من حالا در این مرحله از زندگی
از تو خدای مهربانی ها بسیار سپاسگزارم
که قلم به دستم دادی
تا یکبار دیگر به تحول دنیای بی نگاهان یاری برسانم

+ نوشته شده در  بیستم خرداد ۱۴۰۵ساعت ۱۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |