عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

حرف های خودمانی 32 - تو همانی که می اندیشی


دوستی می گفت
من هر کاری بخوام انجام بدم تا با تقویم نجومی صعد یا نحس بودنشُ بررسی نکنم سراغش نمیرم
خیلی فکر کردم
گفتم
یعنی چطوری یه آدم عاقل و بالغ زندگیشُ می سپاره دست چند رویداد نجومی ؟
یادمِ خیلی سال پیش
یه دکتری میشناختیم
موقع بیماری های ساده می رفتیم سراغش
یه کتاب پزشکی همیشه روی میزشبود
برای هر بیماری عینک می زد و شروع به خوندن مطالب علمی در مورد بیماری مربوطه می کرد
بعد درمان را شروع می کرد
بین بیمارا معروف بود به دکتر کتابی
خخخخ
وقتی دوستم از تقویم نجومی گفت
به یاد دکتر کتابی معروف افتادم
ولی سپردن تصمیمات جدی زندگی به دست کتاب به نظرم با عقل جور در نمیاد
یه سری خیلی به ساعت صعد و نحس اعتقاد دارند
قدیمیا هم برای مراسم های شادی
از این تقویم ها استفاده می کردند
شاید دلیلش عدم آگاهی لازم بوده
یه جایی خوندم
عالمی نوشته بود
اتفاقات خوب و بد به افکار شما بستگی دارند
اگر به بدی فکر کنید
انرژی های منفی را به سمت کاری که می خواین انجام بدین جذب می کنید
انرژی های منفی افکار شما کاری می کنند
که بدترین اتفاقات سر راه زندگیتون قرار بگیره
یه جورایی همون
نکنه های ذهن هست
نکنه نشه نکنه نتیجه نده ...
کتاب تو همانی که می اندیشی را هم خیلی دوست داشتم
سعی کنیم
با استفاده از عقل و تجربه و گاهی مشورت تصمیم درست بگیریم
یا حق

+ نوشته شده در  بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴ساعت ۹ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |