معمای عشق
مهربانم
بار دیگر باید بیایی و اوضاع روزگارم را سر و سامان بدهی
این روز ها حال گلهای گلستان زندگیم خوب نیست
یک آفت دیگر پنهانی به گلبرگ کوچکمان زده
و تو تنها باغبانی هستی که می توانی
از این مصیبت نجاتمان بدهی
طوفانی دست به دست آفت شیطان صفتی داده
تا آتش بزند به ریشه ی گلبرگ کوچکمان
طوفان از غفلت موسیقی
خوش آهنگ آوای دشتی به نام یاران سوء استفاده کرده
همان جایی که
آدمها برای رسیدن به هدف های بزرگ جهانگردی
قدم در راهش می گذارند
آفت خوب نما خود را همانند شیطان ملعون با چرب زبانی و کلمات قصار به عالم بالا چسبانده
شاید بتواند به گلهای تازه تر روزگارم برای نابود کردنشان برسد
باید سری به گلبرگ کوچکمان بزنی
دیری نیست که این آفت دامنگیر هممان شود
باید بیایی و این آفت دست نشانده دشمن
را به جایگاه ابدیش برگردانی
و درسی به او بدهی که عبرت آدمهای پرورش دهنده اش شود
باید بیایی چون بسیار به یاریت نیاز دارم
حالا که من در بستر بیماری اسیر شده ام
تو تکیه گاه گلبرگ های زندگیم شو
سری بزن به احوال گلبرگ کوچکمان
و فقط به خاطر عشق من یاریش کن
هر وقت برایت اینجا از درد های گلبرگ های زندگیم نوشتم
تو جوانمردانه به یاریم شتافتی
به خاطر اینکه تکیه گاه همیشگیم هستی
دست از دوست داشتنت بر نمی دارم
باید بیایی
باز هم کینه توزان قدیمی به خاطر عشق ماندگار من
از نبودت به نفع خودشان دارند سود می برند
باید بیایی
و مالک قدرتمند جایگاهت در قلبم شوی
تا وقتی نیستی
این آفت های حسود هر چه دلشان می خواهد با روزگارم می کنند
ولی این آفت ها
از قدرت عشق ماندگار من بی خبرند
باید بیایی
چون آفت گلبرگ کوچک هر روز قدرتش بیشتر می شود
و قرار است به خاطر رسیدن به عالم بالا
گلبرگ کوچکمان را به محکمه بکشاند
فراموش نکنی
بعد از خدا و دعای فرشته ی مهربان زندگیم
تمام امیدم به توست
پس به یاریم بشتاب
----
معمای نامه ام را حل کن و بیا