عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

دنیا ی خنده وانه های الکی

 

در مورد روزمرگی هام خیلی قبلتر می نوشتم 

ولی مدتی بود   که دیگه نشد براتون بنویسم
 یه مطلبی خوندم که در اکثر کشور های جهان بانک به شیوه ی کشور ما دیگه وجود نداره
 و همه ی خدمات بانک ها از طریق فضای مجازی انجام میشه
 امروز وقتی به بانک مراجعه کردم
 و کارمند بانک بدون توجه به نیاز من
 فرم بلند بالایی رو دستم داد تا تکمیلش کنم
 تصمیم گرفتم مطلبی در موردش براتون بنویسم
 جالبتر از اون فرم قطور اون 15 تا امضاء بود که متصدی خواسته بود
 حالا من یه جوری حلش کردم
 اما به نظرم رسید
 یک فرد بی نگاه چطوری میتونه خدمات عادی بانکیشو انجام بده ؟
 مسئول اون باجه فرمی رو میده دستش با جدیت تمام
 میگه لطفا تکمیلش کن زیر همه صفحاتم امضاء کن
 یه لحظه قیافه داغون اون فرد بی نگاه اومد توی ذهنم
 خندم گرفت
 نه به خاطر اینکه اون فرد بی نگاه نمیدونه چیکار کنه
 واسه اون که باید نشست وسط بانک با صدای بلند به حال فقر فرهنگی زار زد
 برای این خندم گرفت
 که هنوز سیستم های اداری ما انقدر توجیح نشدند که
 وقتی یک فردی با یه سری خصوصیات خاص درخواستی داره
 ازش بپرسند
 برای تکمیل این فرم مشکلی ندارید ؟
 به نظرم توی هر بانکی باجه ی معلولین از واجبات هم واجبتره
 معلولین زیادی برام تعریف کردند
 که سخت ترین و غیر قابل تحمل ترین فعالیت های اجتماعیشون
 طی کردن مراحل اداری و کاغذ بازی هایی هست که در حد توانشون نیست
 امیدوارم هر چه زودتر به این درک اجتماعی برسیم
 که کلیه خدمات اداری رو به صورت مجازی انجام بدیم
 اونوقت هر فردی با هر معلولیتی بدون ذره ای تحقیر شدن
 میتونه نیاز های اجتماعیشو خودش برطرف کنه
 کلا سیستم بانکی 99 درصد برای معلولین مشکل سازه
 مثلا
 همون ثبت کارت بانکی بود
 دقیقا مراحلی رو گذاشته بودند که افراد بی نگاه
 نمیتونستند انجام بدن
 امیدوارم طراحان نرم افزاری بعد از قرنی
 به این درک برسند که در بین متقاضیان افراد بی نگاه زیادی هستند

 که باید دسترسی های لازم را برای انجام فعالیت هاشون
 در نظر بگیرند
 از کل خدمات بانکی فقط اون گویا شدن شماره خوان نوبت دهیش خوبه
 خخخخ
 که البته اونم برای افراد غیر بی نگاه قابل استفاده هست  
 خخخخ
 چون شماره روی برگه نوبت دهی رو کسی نیست بخونه
 خخخخ
 تا دنیای خنده وانه های بعدی
 مواظب آرامش دلهاتون باشید 

+ نوشته شده در  سوم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۴ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |