عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

درد سختیِ

 


روزگار غریبیه
 تا حالا دلت خواسته به یه نفر بگی
 به اندازه ی تموم لحظه های نبودنت برات حرف دارم ؟
 تا حالا شده از اینکه کنار دیگران ببینیش مدتها خودتُ سرزنش کنی
 و بگی  چی نداشتی که حالا کنارش نیستی ؟
 تا حالا شده وفادار کسی باشی که یه دنیا بینتون فاصله باشه ؟
 تا حالا شده
 تموم آدمای همنامش فقط دوست داشتنشو یادت بیارند  
 در حالیکه افراد همنامش ندونند چرا نمیتونی اسمشونو به زبون بیاری ؟
 تا حالا شده
 وقتی همکاری یا دوستی  همنامش باشه
 موقع نوشتن اسمش اشک بریزی
 و بگی حالم خوب نیست ؟
 تا حالا شده
 لحظه لحظت پر باشه از این سوالا
 ولی نتونی بهش بگی
 لعنتی عاشقتم ؟
 فقط به خاطره اینکه فقر فرهنگی نمیذاره دل و زبونت یکی باشه
 آره بدترین درد دنیا اینه که
 عاشق کسی باشی که نیست
 عاشق کسی باشی که یه عمره یادش هست , خاطراتش هست
 اسمش هست , خبر های بودنش هست
 اما افسوس خودش نیست
 درد سختیِ الهی هیچکس مبتلا نشه
 هیچکس

دانلود فایل با لینک مستقیم

+ نوشته شده در  دهم خرداد ۱۴۰۱ساعت ۱ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |