عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

روزمرگی های من - عزاداری های محرم


خواستم از روزمرگی هام براتون بنویسم
تموم این چند روز رو مرور کردم دیگه دلم نمی خواد از بیماری براتون بنویسم
می خوام بگم
اعتقادات هر شخصی قابل احترامِ ولی من اصلا برای اعتقادات افراطی ارزش قائل نیستم
مثلا معنی این رفتارُ درک نمیکنم که
چرا یه کودک سه ساله رو باید چادر و کل پوشش یک بانوی کاملُ براش در نظر بگیرند
خیلی دلگیر شدم
از والدین کودکی که شاید سه سالش هم نبود
ولی چادر سیاه و مقنعه سرش کرده بودند
هر دو قدمی می خورد زمین دوباره بلند میشد دنبال مادرش می رفت
خواستم بگم عشق به اباعبدالله این نیست که
این طفل معصومُ , که هنوز درست نمیتونه راه بره رو دارین آزارش میدین
این هم یک نوع کودک آزاری هست
, متاسفانه این روزها افراد زیادی ازش استفاده میکنند
یا مثلا اون مداحی که جنگ ائمه را با بدترین تصویر سازی برای حاضرین تعریف میکنه
باید بگم
عشق به اباعبدالله مرور رفتار های وحشیانه ی دشمنانشون نیست
بلکه رشادت های حسین بن علی ع میتونه
از کودکانمون قهرمان بسازه نه یه افسرده ی متلاشی
نوجوونی میگفت هر وقت در عزاداری هایی شرکت می کنم که سخنران هاش سعی میکنند عینا
لحظه به لحظه ی شهادت رو تعریف کنند تا مدتها کابوس میبینم
این ها خودش کودک آزاری هست
عزاداری رسم و قانون خودش رو داره
چقدر
مداحی رو که توی جلساتش شعر های مولانا رو خونده بود تحسینش کردم
همه ی حاضرین هم با این اشعار سینه می زدند
خلاصه بعد از این همه سال
هنوز خیلی ها بلد نیستند عزاداری کنند
یا اون فیلمی که منتشر شده بود خیمه ها رو آتش زده بودند
چادر خانمی آتش گرفت حالا زمانش یا درست یا غلط بودنشُ نمیدونم
ولی میشه برای نشون دادن ارادت به ائمه
مثل یک انسان واقعی
دعا خوند و با اصول درست عبادت کرد
حتما نیاز نیست
برای نشون دادن این ارادت خیلی ها رو آزار بدیم

یا اباعبدالله امیدوارم خودتون نگاهمون کنید
و روش انسان واقعی بودنُ بهمون یاد بدین
کمی تامل

+ نوشته شده در  بیستم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۱۲ ق.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |