عشق ماندگار  

آثارم را در این دفتر آذین بسته ام تقدیم به نگاههای بی منت و گرانبها ی شما

لعنت به کرونا

 


از تموم لحظه های سخت این روزهام
 اصلا نمیخوام از اورژانسی گله کنم
که با بدترین حال ممکن منو به مرکز درمانی نرسوند و توی بدترین حال ممکن
 اثر انگشت گرفت که رضایت دارم باهاشون به مرکز درمانی نرم
 نمی خوام از خدمات بیمارستانی گله کنم
 که
 با بدترین حال ممکن بدون کارت شناسایی حاضر نبود وسیله ای برای انتقال من به اورژانس بده
 نمی خوام از اورژانسی گله کنم که
 هنوز توی بدترین حال ممکن و مطمئن نشدن از اینکه حالم خوبه یا نه
 گفتند سریعا اتاقُ خالی کنید
 نمی خوام از سیستم درمانی گله کنم
 که با ویزیت کلان خصوصی به اندازه یک هزار تومانی هم معاینم نکرد
 فقط می خوام بهتون بگم
 توی این روزا
 به خدمات خوب یا بد اعتماد نکنید
 فقط مواظب خودتون و خانوادتون باشید
  صد در صد پروتکل های بهداشتی رو رعایت کنید
 در مراسم های این روزها شرکت نکنید
 توی دوره همی های آشنایانی که حتی مطمئنید به ویروس منحوس کرونا مبتلا نیستند
 شرکت نکنید
 کرونا به هیچکس رحم نمیکنه
 اگر همه جا گفتند این بار ویروس ضعیفتر از دفعه های قبل هست
 کاملا غیر واقعی گفتند
 این بار صد برابر بدتر از مبتلا شدن های گذشته هست
 مطمئن باشید حتی اباعبدالله هم
 به زجر و غم از دست دادن عزیزانتون راضی نیستند
 دوباره بدون توجه به خوب بودن و یا بد بودن تذکرات
 خودتون درهای ابتلا را تا مدتها ببندید
 این بار شاید پنج روز اصلی مهلک در پیش داشته باشید
 امیدوارم کسی مبتلا نشه و اگر این متن را جدی نگرفت و مبتلا شد
 بتونه طاقت بیاره و ازش به سلامتی رد بشه

+ نوشته شده در  یازدهم مرداد ۱۴۰۱ساعت ۲ ب.ظ  توسط پرستو ی مهاجر   |