مرداد ماه قشنگم
مرداد ماه که میاد
بهترین لحظه های زندگیم مرور میشن
مرداد ماه تولدِ عشق و احساس وجودمِ
مرداد که میاد
زندگی لحظه های قشنگشو رو میکنه
همون روزایی که لحظه شماری می کردی تا
بهم تولدمُ تبریک بگی
کوچیکتر از اون بودیم که درگیر تجملات آدم بزرگا بشیم
کوچیکتر از اونی بودیم که به فراق آیندمون فکر کنیم
همه چیز خوب و عالی
انگار دنیای بین دستامون امن ترین جای جهان بود
من عاشق مردادم
نه فقط به خاطر اینکه متولد این ماهم
بلکه من رویا هامو عاشقیمو تموم خوب بودنای زندگیمو
مبارزم با کینه و حسادت و هر چی که حق انسانی من نبودُ
با تو توی همین ماه یاد گرفتم
تازه از وقتی فهمیدم درست شب تولدم
هر سال بارون شهابسنگ میاد
دنیای کنار تو زیبا ترین جای جهانم شد
اگه تونستم بین همه ی این سختیا دووم بیارم
اگه سخت ترین اتفاقات دنیا برای من به وقوع پیوست و دوباره ایستادم
به خاطر این بود که
توی ناشناخته ترین و پنهونی ترین جایگاه قلبم
یه روزنه ی امید بود
که توی بچگی بهش نمیگفتم عشق
شاید بهش میگفتم مهربونی یا یه کلمه ای که حالا توی هیچ فرهنگ لغاتی پیداش نمیکنم
ولی حالا بهش میگم عشق
چون خداوند کمکم کرد بذرشو توی وجودم بکارم ذره ذره با هر سختی ,
با هر آفتی بود حفظش کنم
و امروز با تموم وجودم دستامُ ببرم بالا و بگم
خدایا ممنون که هستی ؛ عاشقتم بی منت ؛ بی تردید